"هر شب و هر شب و هر شب / وقت خواب و یاس شبهام
قاب چسبیده به سینم / تا بیای تو بطن رویام
تو همیشه با من هستی / هر نفس با هر شماره
حتی با یه قاب بی عکس / با تو عاشقم دوباره ..." ( پویان مقدسی )

ببوس !
تقدیم به همدم شبهای بی حوصله
ببوس و تازه تر شو
تو تنها خواهش ِ من
نوازش هاتُ گم کن
توی گنجایش ِِ تن
تو بر من شعله ور شو
بذار شب زیر و رو شه
کمک کن آتش ِ تو
تو چشمام قصه گو شه
به پا کن شوری از عشق
جدا کن خوابُ از شب !
ببوس و از وجودت
رها کن کوهی از تب !
" نگو قصه ی شب ها
فقط حس ِ عبوره
نگو تقدیر ِ ما نیست
بگو نبض ِ غروره
تو اولین طلوعی
تو آخرین بهانه
تو احساس ِ حضوری
توو این مرگ ِ ترانه "
به پا کن شوری از عشق
جدا کن خوابُ از شب !
ببوس و از وجودت
رها کن کوهی از تب !
تو بر من شعله ور شو
بذار شب زیر و رو شه
کمک کن آتش ِ تو
تو چشمام قصه گو شه . . .
تهران - 27 / 8 / 1386
