شاید تمامی ادعاهایی که کرده ام پوچ بوده که اکنون با خواندن چندباره ی یک کتاب افسار اختیار را از کف داده ام و با تمامی کلفتی پوستم اشک می ریزم !
به قول نویسنده ی کتاب که در جایی خارج از این داستان می گوید : "زن و این همه احساس؟ "
دیروز برای سومین بار کتاب را خواندم. با تمام جزئیات ودست مریزاد های بسیاری به عباس معروفی گفتم.
"سال بلوا" برای من یک بیوگرافی کامل از احساسات زن است. زمانی تحسین شده که من بسیار تحسینش می کنم ، به ویژه نویسنده اش را که بهتر از یک نویسنده ی زن ، روحیات یک زن را توصیف می کند.

برای من این رمان همه چیز داشت. مطمئن هستم باز هم آن را خواهم خواند.
کاش می توانستم قبل از این بفهمم چیز هایی را که در این کتاب به وضوح دیدم و خواندم.
به تمامی دوستان اهل مطالعه خواندن این کتاب را پیشنهاد می کنم. از معدود کتاب های چاپ داخل عباس معروفی است.
دوست دارم کسی توجیهم کند ، شاید من هم بوی خاکی را گرفته ام که نوشا ی حسینا در سال بلوا گرفته است !
... و اکنون من پر ادعا در شناخت احساس عاشقانه ، چندین قدم از نویسنده ی کتاب عقب ترم.
پایان نا تمام !
