تبليغاتX
وب نوشته های احمد فتاحی

وب نوشته های احمد فتاحی

نقد می کنم هرآنچه را که قابل نقد باشد حتی خودم را !

درود فراوان . امیدوارم شاد باشید . فعلا دلیلی جز ابزار یک همیاری و همراهی برای به روز کردن وبلاگ ندارم . دلیلی که چیز بزرگی ست برای من و تک تک ثانیه های زندگی ام ...

این چند خط را فقط برای عزیزترینی می نویسم که این روزها بسیار تنهاست و تنهایی اش را نمی تواند با کسی قسمت کند ...

          تحمل کن !

تحمل كن عزيز دل شكسته
تحمل كن به پاي شمع خاموش
تحمل كن كنار گريه ی من
به ياد دلخوشي هاي فراموش
جهان كوچك من از تو زيباست
هنوز از عطر لبخند تو سرمست
واسه تكرار اسم ساده ی تو ست
صدايي از منه عاشق اگر هست


منو نسپار به فصل رفته عشق
نذار كم شم من از آينده ی تو
به من فرصت بده گم شم دوباره
توي آغوش بخشاينده تو
به من فرصت بده برگردم از من
به تو برگردمو يار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو ، گرفتار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو ، گرفتار تو باشم


نذار از رفتنت ويرون شه جانم
نذار از خود به خاكستر بريزم
كنار من كه وا ميپاشم از هم
تحمل كن ، تحمل كن عزيزم
به من فرصت بده رنگين كمون شم
از آغوش تو تا معراج پرواز
حديث تازه ی عشق توام من
به پايانم نبر از نو بيآغاز

ایرج جنتی عطایی   

-----------------------------------------

در سراسیمگی ام دچار نوعی توهم شدم . تا تو آمدی و بی رویایی ام را تبدیلی نو بخشیدی به خوشرنگی . بلوغ صداقت ات بی رنگی ام را از بین برد و من در اوج قله ی تلاطم حائز مکانی شدم ...

بدان تنها نیستی ، خدا را در خود بنگر و بر خود فرو دار که اکنون که اینجایی از وجود خود اوست نه وجود من و ما ...

در دلت افسوسی را نگذار ، من تاوان افسوس هایت را نتوانم داد . مرا بپذیر و در قلبت جایم ده به لطف بی کرانی ِ احساس ات ... امدیوار باش ... امیدوار باش و تحمل کن که انسان با امید زنده ست ...

عاشق باشید / احمد فتاحی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 21:50  توسط احمد فتاحی  |