الف )
بازیهای یورو ۲۰۰۸ هم شروع شد و حسرت ندیدن تیم محبوبم ( انگلستان ) در تورنمنت ، در کنار دیدن بازیهای آلوده ! ی بسیاری از تیمها ، لحظات سختی در این روزها برایم به وجود آورده است.
چند ساعت پیش با مشاهده ی فوتبال روان هلند در مقابل ایتالیا به وجد آمدم و با خود گفتم هنوز هستند تیمهایی که سالم بازی کنند و روح فوتبال را نکشند.
من تیم های هلند و آلمان را به دلیل هماهنگی تاکتیکی و سرعت بالای انتقال توپ پسندیدم و این دو تیم را در غیبت تیم انگلستان مدعی کسب قهرمانی می دانم.
فقط امیدوارم مثل دوره ی قبل فوتبال کثیف بر روح فوتبال که همان زیبایی است غلبه نکند و تیمهایی همانند یونان با بازی فشرده و بی روح خود زیبایی را از فوتبال نگیرند.
ب )
ترانه ای نوشته ام به نام "غربت" که قسمتی از آن در زیر آمده است :
این من و این مرز ِ جنون
رد شدن از آتش و خون
افسانه ای تاریک و گنگ
قصه ی ماهی ها و تنگ
از عطش ِ کشف ِ بهار
رد شدم از تیره و تار
راهی این غربت شدم
تبعید ِ این تربت شدم
.
.
.
با من بگو تقویم ِ خواب
از آن ره ِ پُر پیچ و تاب
آن ره که طوفان کرد و رفت
کابوس آن پنجاه و هفت . . .
به زودی متن کامل آن را در ترانه خانه ی سایت خاکستری قرار خواهم داد.
