۱ ) عشق چیست ؟
آیا جز نگاه کودک روستایی است که مشتاقانه می نگرد که مرغش امروز چند تخم گذاشته است ؟
و آیا چیزی جز تاریکی در شهر شلوغ و پر نور است ؟
چه تقابلی است حضور عشق پر نور و ساده در روزمره گی !
۲ ) ای کاش زندگی فقط یک لحظه می بود تا تنها گناهمان مرگ باشد !
۳ ) کاش تخته سیاهی بودم که با هر بار مملو شدن ، پاک می شدم .
<< احمد فتاحی >>
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:26  توسط احمد فتاحی
|
