تبليغاتX
وب نوشته های احمد فتاحی

وب نوشته های احمد فتاحی

نقد می کنم هرآنچه را که قابل نقد باشد حتی خودم را !

 

هشت سال پیش فهمیدم که انتخابات داریم.
هفت سال پیش حس کردم هنوز بزرگ نشدم !
شش سال پیش دونستم نفت گرونه !
پنج سال پیش درک کردم چرا پدر شکسته شده.
چهار سال پیش خسته نبودم ! زنده بودم.
سه سال پیش سعی کردن بزرگ بشیم.
دو سال پیش تازه فهمیدم تروریست چیه.
پارسال به این فکر می کردم که چرا بوی نفت از تو سفره مون در نمیاد ؟
امسال ثانیه ها رو می شمرم و آرزو می کنم که دیگه هیچ وقت بزرگ نشیم. هیچ کدوممون ! 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 1:8  توسط احمد فتاحی  | 

 

می هراسم از تو ! از تو که با هر نگاه غضبناک ات حسرت مرا می سازی.
می هراسم از تو ! از تو که با تنهایی خودت برای من توطئه می چینی .
پس می چرخم تا بیشتر از هر فلان درجه یکبار ، به چشمانت دوخته نشوم ! ای خدا ، من از توطئه می ترسم ! مرا نترسان.


( احمد فتاحی )

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 23:18  توسط احمد فتاحی  |